بستن تبلیغات

رادین اقا عشق ماما نفس بابا
تاريخ : چهارشنبه 6 / 10 / 1391 | 22:51 | نویسنده : مامانی نگین وبابایی فرهاد

                               

                                       ❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

             ❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤       شکلکهای جالب آروین         ❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

                                        

              

   ❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤  ❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤  شکلکهای جالب آروین





[موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 1 / 12 / 1392 | 18:52 | نویسنده : مامانی نگین وبابایی فرهاد

سلام مهربونهای من ممنون که تو مدتی که نبودیم جویای احوالمون بودید و مارو با کامنتهاتون شرمنده کردیم دوستتون داریم و برای جبران ای غیبتمون براتون عکسهای اتلیه رادین رو میزارم.

http://zibasaz.niniweblog.com/



ادامه مطلب

[موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 1 / 12 / 1392 | 18:42 | نویسنده : مامانی نگین وبابایی فرهاد

0000137

سلام عشق مامان سلام نفسم سلام جونم

عزیزم اتاهی فدات بشم که دلم برات لک زده و الان که نیستی پیشم خونه بدون حظورت چه سرد و ساکت الاهی من فدات که که از صبح از هر گوشه و کنار خونه عطرت به مشام میرسه و من در نبودتت کلافه و سر در گمم.

پرنس من امروز صبح زود منن با دو ستهای باشگاهم رفتم شاه گلی و کلی بهم خوش گذشت و تا موقعی که بیام خونه شما تنبل ان هنوز خواب بودی ، بیدارت کردم و صبحونت رو بهت دادم تا این که نا ( یعنی عمه نازیلا) اومد دنبالت و با هم دو تایی رفتین تا  لاکپشت شرمن رو برا عید برات کادو بگیره و بعد هم رفتین برا نهار و شما بی معرفت حتی یه تعارف کوچولو هم به من نزدی و با بوس و دوست دارم و بای بای مامانی رفتی دنبال دلخوشیت منم که از نبود شما و تنهایی حسابی کلافه بودم زنگ زدم برم پیش خاله الهام که دیدم مریض ولی تا فهمید تنها هستم اصرار کرد که برم و من هم یه سوپ خوشمزه درست کردم و رفتم پیشش وش گذشت ولی دلم هوات رو کرده بود و حواسم پیش شما بود موقع برگشتن به نازیلا زنگ زدم که هر جا باشی بیام دنبالت ولی گفت راحت خوابیدی و من از دلم نیومد بیام و بیدارت کنم تا کلافه نشی و قراره نازیلا خودش بیاردت خونه و من الان تنها نشستم و در غغیاب شما از شما و برای اینده شما می نویسم تا بدونی حتی یه لحظه حمل دوریت رو ندارم ولی برای این که خوش باشی حاضرم هر کاری بکنم حتی تحمل دوریت البته مقطعی.

عزیزم ببش که تو این چند ماه نتونستم بیام و برات بنویسم اخه کامپیوترم مشکل داشت و هر کاری می کردم به اینترنت متصل نمیشد و تب لت رو هم تا می خواستم دستم بگیرم شما ازم می گرفتی و میگفتی مامانیییییییییی کار دارم  و بهم اجازه نمی دادی تا زدیکش بشم با گوشی موبایل هم خودم حال نمی کنم بیام و نت بزارم و لپ تاپ بابایی هم از بس سرش شلوغه و بابایی ازش کار میکشه که وقتی برا چند ساعت خونست دلم برا لپ تاپ می سوزه و نزدیکش نمیشم تا کمی استراحت کنه .

عزیزم ولی بهت قول می دم تا عید هر روز بیام و برات در مورد کارهات بنویسم ،تو این مدت دلم برا دوست هامونم خیلی تنگ شده که البته با گوشیم بهشون سر میزدم ولی از این به بعد بیشتر میرم پیششون.( ایشاالله)

دلم برات لک زده زود برگرد پیشم



ادامه مطلب

[موضوع : ]
تاريخ : شنبه 20 / 7 / 1392 | 16:01 | نویسنده : مامانی نگین وبابایی فرهاد

سلام خوبید ،ما که خیلی خوبیم


 

بهترین ابزار سایت و وبلاگ

بلاخره روز وفای به عهد رسید و امروز بعد از یکسال و 5 ماه براتون عکس های اتلیه یک سالگی پرنس رادین رو  براتون میزارم البته قول قول می دم که به زودی عکس های 2 سالگیش رو هم براتون بزارم

  

 

برای دیدن بقیه ی عکس ها بیایین دنبالم

 



ادامه مطلب

[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 17 / 7 / 1392 | 18:55 | نویسنده : مامانی نگین وبابایی فرهاد

 

 

تربیت کودک

 

آيا براي تربيت کودکان اصول يکساني وجود دارد که والدين با رعايت آن اصول بتوانند به نحو مطلوبي عمل کنند؟هر چند که شايد نتوان اصول کاملا روشني را براي تربيت بيان کرد، ولي مي توان به چند اصل کلي اشاره کرد که فرايند تربيت را آسانتر مي کند. در زير به برخي ار مهارتها و اصول مهم اشاره مي شود:

 



ادامه مطلب

[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 16 / 7 / 1392 | 15:25 | نویسنده : مامانی نگین وبابایی فرهاد

                                      

                  Happy Children’s Day to all the world’s children

                                                                                                

عکس, تصویر, عکس های روز جهانی کودک  

عزیزم با تو هروز و هر ثانیه برا من روز کودک و روز پاکیها و زیبایی ها ، روز خنده های بی دلیل  دلخوشیهای کوچیک ، مهربونیهای بی حد و اندازه ، تلاش های بی دریغ برای رسیدن به هدف کوچیک اما بزرگ.

من هر روز با تو و کنار تو خودم رو کودکی پاک احساس می کنم چون پا به پای تو وارد دنیای کوچیکت میشم که با همه ی بزرگیک در مقابل تو کم میارم و می بینم دنیات چه قدر قشنگ و از دنیای هزار رنگ ما ادم بزرگ ها زیبا تره چون رنگ هاش هنوز  رنگ دروغ و کلک رو به خودشون نگرفتن چون دنیات هنوز با ظلم و ستم و تبعیض الوده نشده و دنیات پاکه و نفس کشیدن توش لذت بخش  رنگ و لعاب دنیات دروغی نیست و هیچ چیز دنیات سراب نیست .

فرشته ی زمینی، من از خداوند می خوام که همیشه دنیات پاک و کودکانه بمونه و رنگ و لعاب دروغین دنیای ما دنیای پاکت رو الوده نکنه ، از خدا می خوام زیر سایه لطف و کرمش قد بکشی ولی همیشه پاکی کودکی ها باهات باشند.از خدای مهربون می خوام تا کمکت کنه که همیشه پاک و بی الایش بمونی و دلت همیشه مهربون باشه و سختی روزگار قلبت رو  سرد نکنه .

از خداوند می خوام تا کمکمون کنه که بتونیم کودکان امروزمون رو خوب تربیت کنیم

          تا ادم بزرگهای خوبی برای فرداها باشند تا همیشه دنیای بزرگیشون رنگ

                                                   کودکیهای دیروزشون رو داشته باشه

 

     

        همه ی کودکان امروز و دیروز                        روزتون مبارک

 






[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 16 / 7 / 1392 | 14:58 | نویسنده : مامانی نگین وبابایی فرهاد
.روز جهانی کودک

روز جهاني كودك

 هر روز كه تقويم را ورق مي زنيم،با مناسبتهايي روبرو مي شويم.يكي از اين مناسبت ها روز جهاني كودك است.تاريخچه ي اين روز به سال ها پيش برمي گردد. در سال 1946 بعد از جنگ جهاني دوم در اروپا ، انجمن عمومي سازمان ملل به منظور حمايت از کودکان ، مرکز يونيسف را که ابتدا انجمن بين المللي ويژه کودکان سازمان ملل نام گرفت ايجاد کرد.
در سال 1953، يونيسف ( United Nations International Emergency Fund ) يکي از بخشهاي دائمي در سازمان ملل گرديد  و روز 8 اکتبر " روز جهاني کودک " نام گذاري شد.
يونيسف اعلام داشته که تنها با اختصاص پنج دلار براي هر کودک مي توان جان 90 درصد از کودکاني را که سالانه مي ميرند ، نجات داد و براي بهبود چشمگير زندگي کودکان جهان سوم ، کافي است که فقط مبلغ شش هفته بودجه تسليحاتي جهان هزينه شود.
وظيفه انجمن ِکمک به کودکان( يونيسف )، مراقبت از کودکان و برآوردن نيازهاي اوليه آنها در سالهاي ابتدايي زندگي ، ترغيب و تشويق والدين به تعليم فرزندان مي باشد.
همچنين تلاش اين انجمن براي کاهش بيماري ، مرگ و مير در کودکان و حمايت از آنها هنگام جنگ و حوادث طبيعي و ... است .
در مقدمه کنوانسيون حقوق کودک آمده است که:
« کودک بايد در فضايي سرشار از خوشبختي ، محبت و تفاهم بزرگ شود ».
اما آيا اهداف يونيسف به مرحله ي اجرا درآمده يا در حدّ حرف باقي مانده است؟آيا براي همه ي كودكان فضايي سرشار از خوشبختي و محبت و تفاهم  فراهم شده يا اين كه بسياري از كودكان زير فشار ظلم و تبعيض و فقر قرار دارند؟آيا همه ي بچه ها از تربيت صحيح برخوردارند؟آيا همه ي والدين صلاحيت پرورش دادن بچه هايشان را دارند يا اينكه بسياري از آنها تربيت  را پركردن معده ي فرزندان مي دانند و بس؟آيا دولتها وظايف و تعهدات خويش در قبال كودكان را انجام مي دهند؟ و هزار پرسش ديگر كه در اينجا مجال پرداختن به آنها نيست.

به هرحال روز جهاني كودك  فرصتي است تا به كودكان بيشتر بينديشيم و نيازهاي آنها را مدّنظر قرار دهيم و بكوشيم تا انسانهايي سالم،مؤمن،شاداب و متعهد و مسئول پرور ش دهيم.انشاالله.

عکس, تصویر, عکس های روز جهانی کودک

 

 

 

 





[موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 15 / 7 / 1392 | 11:38 | نویسنده : مامانی نگین وبابایی فرهاد

وقتی آن سورتمة پرنده با اسب بالدار سفیدش و دنباله‌ای از ستاره‌های درخشان شروع به حرکت می‌کرد و صورت پسر شجاع و خانم کوچولو که با هم حرف می‌زدند تمام تصویر را پر می‌کرد و بعد چرخیدن آن‌ها در دایره‌های نورانی و تصویر وحشت‌زدة روباه کوچولو می‌آمد که به دکل چوبی قایق چنگ زده بود، دیگر هیچ چیز از دنیا نمی‌خواستم. یک کاسه پر از پفک نمکی نارنجی و دیدن پسر شجاع

 

 خوب حالا دلیل این که بهتون میگم بهم نخندین ، اخه من تا یکی دو هفته پیش که کارتون پسر شجاع رو می داد و  اتفاقی تو کانال گردیها دیدمش فکر می کردم پسر شجاع یه خرسه ولی وقتی خودش تو یه قسمت به یه بچه ببر گفت که من خوشتیپ ترین  سگ ابی جهانم من به اشتباه چندین ساله ی خودم پی بردم و کلی خندیدم.

همه پسر شجاع را خوب به خاطر داریم ! پسر شجاع همیشه با دوستانش کارهایی می کرد که باعث تحسین دیگران می شد البته روباه ناقلا و آقا گرگه هم همیشه مانع کارهای انها می شدند که در نهایت شکست می خوردند ! پسر شجاع ، برای همه ما خاطرات خوبی به همراه دارد.

پسر شجاع که می‌رفت تا گیاه کوهی برای درمان خانم کوچولو بیاورد، همة دنیایمان می‌شد و باز همان قسمت‌های تکراری دوست داشتنی. اصلا هم مهم نبود که چرا سکنة این دهکده این‌قدر کم‌تعدادند و چرا آن‌قدر پدر و مادر مجرد در داستان زیاد است. هیچ سؤال نمی‌کردیم که مادر پسر شجاع کجاست؟

 

به یاد خانم کوچولو، خرس مهربان و شیپورچی بچه که بودیم، خیلی چیزها برایمان مهم نبود. به خیلی چیزها توجه نمی‌کردیم


        

 

 





[موضوع : ]
تاريخ : 14 / 7 / 1392 | 16:34 | نویسنده : مامانی نگین وبابایی فرهاد

من عاشق این عکسم.

یه روز که بعد کار خونه یه چایی برا خودم ریختم و برای در کردن خستگی نشستم پای  tv وروجک شیطون بلا هم به تقلید از من خودش رو رسوند و این شد نتیجه ی تقلید کاری که من هم بلافاصله با گوشیم ازش عکس گرفتم.

 

هر شب بعد این که مروارید های خوشگلش رو مسواک میزنم میره تو تختش و عادت داره قبل خواب براش کتاب بخونم که وقتی قصه تموم میشه خودش کتاب رو ازم میگیره و بوس و بای بای و من از اتاقش میام بیرون  رادین با دیدن عکس های کتابش اون هم تو تاریکی لالا می کنه





[موضوع : ]
تاريخ : 14 / 7 / 1392 | 16:24 | نویسنده : مامانی نگین وبابایی فرهاد

سلام خوشحالم که حال همه ی دوست جونیامون خوبه.

Gifs Animés je taime 73

چند روزیه تصمیم گرفتم رادین رو از پوشک باز کنم ولی نمی دونم چرا میترسم که نتونم و رادینم هم اذیت بشه.

موقعی که می خواستم از شیر بگیرمش هم یه همچین حسی داشتم که عذاب وجدان هم همراهش بود و همش احساس می کردم دارم کار خیلی بدی می کنم ولی تو یه عصر بهاری دل رو به دریا زدم و بعد کلی حرف زدن با دایی که همدم و همراه تمام لحظه هامه و بهم همیشه با صدای دلنشینش و حرف های امید بخشش ارامش میده تصمیم گرفتم و دل به دریا زدم و از شیر گرفتمش و بر خلاف انتظار من و اون چیزی که رادین نشون میداد چون خیلی به می می وابسته بود خیلی راحت با قضیه کنار اومد الاهی فداش بشم از بس که اقاست و ارادش قویه همین که شب بهم گفت مامانی می می  بهش گفتم دیگه می می رفته بچه ام با دستش اشاره کرد که نه می می اینجاست جایی نرفت دیدم راست میگه بهش گفتم می می اوف شده و دیگه شیر نداره طفلی همچین با حسرت نگاه کرد و بعدش هم می می رو بوسید و ازش قول گرفت که زود خوب شه و بازم بهش شیر بده و بعد لالا کردGifs Animés enfants 75 به همین راحتی می می و رادین از هم جدا شدند هر چند که ا یه مدتی وقتی نی نی رو میدید که داره می می میخوره این هم می خواست و تا می بردمش یه جای خلوت از روی لباسم بوس می کرد و برای چند لحظه ژست شیر خوردن می گرفت ولی در کل در عرض چند ساعت و خیلی راحت از شیر جدا شد.

رادینم روز  یکشنبه 18 فروردین 92 ساعت 18 برای اخرین بار می می خرد و بعد از اون از میمی خدا حافظی کرد.بای بایبای بای

ولی در مورد پوشک نمی دونم چرا هنوز جراتش رو ندارم برام دعا کنید.





[موضوع : ]
تاريخ : شنبه 13 / 7 / 1392 | 16:44 | نویسنده : مامانی نگین وبابایی فرهاد

                          

سلام ما برگشتیم و دلمون براتون حسابی تنگ شده بود، تو این مدتی که نبودیم سرگرم مهمونی و عروسی بودیم و از بس عروسی رفتیم که عروسی زده شدیم.

10 روزی هم رفته بودیم ارومیه پیش مامان جون اینها و اونجا هم بازم عروسی و مهمونی رفتنمون به پا بود و از وقتی هم که اومدیم خونمون کارگر اومده بود تا با کمک مامان گیگین ( رادین به نگین میگه گیگین) خونمون رو دسته گل کنند و دیروز همه ی کارها به سلامتی تموم شد.

تو این مدت اتفاقات زیادی رخ داده که مهمترینش رفتن دایی هادی برای ادامه تحصیل و اخذ مدرک phd . با این که همه خوشحال بودیم که دایی بعد از کلی زحمت تونست به اون چیزی که لایقش بود و می خواست برسه ولی از طرفی هم دوری ازش برامون سخته و لحظه ی رفتن هممون گریه می کردیم. الان هم خیلی خیلی دلمون براش تنگ شده.

راستی خاله ها من دیگه کامل حرف میزنم و با هر جمله ای که میسازم و هر کلمه ای که میگم قند تو دل مامانیم اب میشه و هزار بار قربون صدقم میره

این عکس رو مامانیم تو عروسی ازم گرفته 

 



ادامه مطلب

[موضوع : ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 36 صفحه بعد