مامانی هنر مند می شود
سلام پرنس مامان،عسلکم دیروز که حوصله مون سر رفته بود یه فکری به سرم زد و از جام بلند شدم و دست به کار شدم اولش با تعجب بهم نگاه می کردی ولی بعد خوشت اومد و کلی بازی کردی.
و بگم از کارمون که با هم (مامان و بالا) شروع کردیم به درست کردن خمیر نمک تا از دست و پای شما پرنس رادین اثر بگیریم البته اوایل کار خوب بود چون نگاهم می کردی و بعد هم وقتی من خمیر رو ورز می دادم شما هم خمیر خواستی تا ورزش بدی و چه ذوقی هم می کردی موقع بازی با خمیر تا این جای کار که همه چیز مرتب بود تا کارمون رسید به مرحله ی قالب گیری که شما شیطونیت گل کرد و تا می خواستم دست و پاهات رو بزنم رو خمیر تا جاشون بمونه به خمیر چنگ می زد، طوری که بیست بار عمل دست و پا زدن رو انجام دادیم و بلاخره به نتیجه رسیدیم.پسملی نانازم تا دستت رو می کردم تو خمیر و همین که می خواستم دست نازت رو از روی خمیر بردارم مث یه پیشی چنگ می زدی و من با تاسف می دیدم که خمیر رو هم با خودت بر داشتی و داری می خندی البته این قضیه در مورد پاهات هم صدق می کرد ،می دونی چه طوری !! وقتی پاهات رو می زاشتم رو خمیر تا می خواستم بلندت کنم می دیدم انگشتهای نقلی پاهات رو فرو بردی تو خمیر و تا می تونی فشار می دی تا خمیر بیشتری لای انگشتهات جمع کنی.
این هم اثر هنری مامان که بعد از بیست بار قالب گیری و پهن کردن مجدد خمیر نتیجه اش شده این.
قبل از رنگ امیزی

بقیه عکس ها ادامه مطلب لطفا
قربون اون دست و پای کوچکولوت بشم 

بعد از رنگ امیزی (رنگهاش رو بابایی انتخاب کرده)



هچین هم بد نشده ،ایشاالله 18 ماهگی یا دو سالگی که خودش تونست دست و پاش رو بزار رو خمیر بهتر از این رو براش درست می کنم.


مامانی هنر مند می شود
