رادینرادین، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

رادین اقا عشق ماما نفس بابا

مامانی هنر مند می شود

1391/1/21 1:02
1,589 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پرنس مامان،عسلکم دیروز که حوصله مون سر رفته بود یه فکری به سرم زد و از جام بلند شدم و دست به کار شدم اولش با تعجب بهم نگاه می کردی ولی بعد خوشت اومد و کلی بازی کردی.

و بگم از کارمون که با هم (مامان و بالا) شروع کردیم به درست کردن خمیر نمک تا از دست و پای شما پرنس رادین اثر بگیریم البته اوایل کار خوب بود چون نگاهم می کردی و بعد هم وقتی من خمیر رو ورز می دادم شما هم خمیر خواستی تا  ورزش بدی و چه ذوقی هم می کردی موقع بازی با خمیر تا این جای کار که همه چیز مرتب بود تا کارمون رسید به مرحله ی قالب گیری که شما شیطونیت گل کرد و تا می خواستم دست و پاهات رو بزنم رو خمیر تا جاشون بمونه به خمیر چنگ می زد، طوری که بیست بار عمل دست و پا زدن رو انجام دادیم و بلاخره به نتیجه رسیدیم.پسملی نانازم تا دستت رو می کردم تو خمیر و همین که می خواستم دست نازت رو از روی خمیر بردارم مث یه پیشی چنگ می زدی و من با تاسف می دیدم که خمیر رو هم با خودت بر داشتی و داری می خندی البته این قضیه در مورد پاهات هم صدق می کرد ،می دونی چه طوری !! وقتی پاهات رو می زاشتم رو خمیر تا می خواستم بلندت کنم می دیدم  انگشتهای نقلی پاهات رو فرو بردی تو خمیر و تا می تونی فشار می دی تا خمیر بیشتری لای انگشتهات جمع کنی.

این هم اثر هنری مامان که بعد از بیست بار قالب گیری و پهن کردن مجدد خمیر نتیجه اش شده این.

قبل از رنگ امیزی

بقیه  عکس ها ادامه مطلب لطفا

قربون اون دست و پای کوچکولوت بشم

بعد از رنگ امیزی (رنگهاش رو بابایی انتخاب کرده)

هچین هم بد نشده ،ایشاالله 18 ماهگی یا دو سالگی که خودش تونست دست و پاش رو بزار رو خمیر بهتر از این رو براش درست می کنم.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (18)

مامان آرینا موفرفری
21 فروردین 91 2:08
وای خدا دست کوچولو پا کوچولو فدات بشم.آفرین به مامانی هنرمند.


سلام عزیزم ممنون ،خدا نکنه گلم
مامانی درسا
21 فروردین 91 2:35
مامانی مبتونب واسش قاب کنی و با تاریخ و ساعت بذاری به یادگار واسه فرداهاش . آفرین عزیزم .پسرمو ببوس


سلام عزیزم بله قراره بابایی زحمت فاب کردنش رو بکشه ممنون از راهنماییت ما هم شما رو می بوسیم
صوفیا
21 فروردین 91 4:01
به به چه مامان هنرمندی. خیلی باحاله


سلام عزیزم ممنون از لطفتون
مامان کیارش
21 فروردین 91 7:00
سلام چه کار جالبی!
میشه طرز درست کردن خمیرو به من بگید؟


سلام عزیزم چرا که نه تو نظراتاخرین پست وبلاگتون براتون می زارم
مهسا مامان مرسانا
21 فروردین 91 9:21
آفرین مامان هنرمند ...منم از دست وپاهای مرسانا یادگاری دارم...قر بون اون دست وچااهت بشم خوشگل خاله.....عاشق اون عکس پست ثابتت شدم نگین جون


سلام عزیزم بله اینها تنا چیزی که از لحظه های نابشون برامون بهیادگار می مونه
A&S
21 فروردین 91 9:40
سلام به مامان نگين و رادين جوجو حنايي. حالتون خوبه؟
مامان نگين شما هميشه خوش سليقه بودي. آفرين به اين مامان با ذوق و مهربون.


سلام به خاله جون مهربون خودمن،خاله جون شما هم همیشه به ما لطف داشتید
A&S
21 فروردین 91 9:44
عاقبت در یک شب از شب‌های دور
کــــودک مــــن پا به دنیا می نهـــــد
آن زمان بر مــن خــدای مهــــــربان
نام شورانگیز "مــــــــادر"می‌نهــد
نگين جان، نام مادر، برازنده شما مادر خوب و مهربونه. هميشه سلامت و تندرست باشي گلم.



ممنون گلم از لطفت شما هم سالم و تندرست باشید مطمعنا وقتی که مامان شدی بهترین مامان دنیا میشی خانوم گل
ghazaleh
21 فروردین 91 9:52
افرین چه کار قشنگی کردی !!
ایناهمش یه خاطره است و هیچ وقتم این شرایط بر نمی گرده و چه خوب که اینطوری تجدید خاطره است


سلام بله عزیزم هر روزمون با نی نی هامون یه روز خوب وخاطره انگیز که هیچ وقت بر نمی گرده و تکرار نمیشه
عسل و غزل
22 فروردین 91 3:25
مامانی هنرمند بود عزیزم
راستی رادین جونم چقد خوش تبپ شده قربونش برم من


مرسی گلم ،خدا نکنه بوس برای شما
صوفیا
22 فروردین 91 4:40
عزیزم منم با اجازه شما رو لینک کردم


خواهش می کنم افتخار دادین بهمون
مامان طاها
22 فروردین 91 8:20
خیلی ناز شدن. آفرین به این مامان هنرمند و با ذوق وسلیقه خیلی خیلی ایده ی قشنگی بود.
رادین جووونی قدر مامان نگینتو بدون.


سلام مرسی عزیزم از روی ماه طاها جون ببوسید
مامان کیارش
22 فروردین 91 9:07
خیلی ممنون بابت طرز تهیه خمیر.خیلی لطف کردین.رادین رو از طرف من ببوسید


خواهش می کنم عزیزم
مسافران آسمانی
22 فروردین 91 10:36
وای خدای من...عزیزم اون انگشتای دست و پاهای کوچولوت، قربونت برم الهی...خیلی ایدتون جالب بوده نگین جون...
میبوسمت عروسک قشنگ
چطور این خمیر رو درست کردین؟خدا کنه این خمیر ماندگار باشه...بعدها چقدر از این کارتون تشکر میکنه مامان مهربون...
مرسی که بهمون سر زدین عزیزم...


سلام خدا نکنه خاله جون، فکر کنم اگه قاب کنیم و هوا بهش نخوره خراب نمیشه چون پخته و کاملا سفت شده.
طرز تهیه خمیر رو براتون تو نظرات وبتون گذاشتم
مسافران آسمانی
22 فروردین 91 10:42
با اجزتون من رادین جون رو لینک کردم...


مرسی خاله جون ما هم با افتخار شما رو لینک می کنیم
A&S
22 فروردین 91 11:28
فداي پسر گلم بشم.


خدا نکنه خاله جون
مامان ایلیا
22 فروردین 91 14:51
سلام قوربون دست و پاهای کوچولوش بشم خاله دلم براتون یه ذره شده چقدر تو عکس پست ثابت خوشگل افتاده مثل اینکه مرد بزرگ رو کوچیک کرده باشن ماشالا ماشالا مامان هنرمند دست گلت درد نکنه خانمی واقعا ایده خوبیه


سلام خدا نکنه خاله جونما هم دلمون برا شما تنگیده اساسی، بله خاله دیگه دارم مرد میشم عزیزم می بوسمت و خیلی دوستتون دارم جیگر طلا رو هم از طرف من بوس بارونش کن
نسترن(مامان نیروانا)
22 فروردین 91 18:20
ای جونم به این مامان با ذوق ...منم رد دست و پای نیروانا رو قاب گرفتم .امیدوارم در اینده با دیدن این یادگاریهای دوران کودکی بفهمی که چه گوهر های گرانبهایی در کنارت وجود دارند


دست شما هم دزرد نکنه اینها تنها چیزی یه که می تونیم از دوران کودکیشون داشته باشیم
خاله هدي ياسمين زهرا و محمد كوچول
23 فروردین 91 8:54
واييييييييي خيلي جالب بود نگين جون! خيلي خوشمان آمد. آفرين. منم ميخوام تقليد كنم عيبي نداره


مرسی عزیزم خواهش می کنم اتفاقا کار خیلی خوبیه چون نی نی ها بزرگ میشن و دیگه نی نی نمی موند و اینها تنها نشانهایی از دوران نی نی گولوییشون که با دیدنش لبخند میاد رو لبهامون .
عزیزم اگه طرز تهیه خمیر رو خواستی بگو تا برات بزارم