عکس های رادین تو ارومیه
جیگر طلای مامان این لحظه ای یه که قدم گذاشتیم تو باع بابای جون و شما همین که از ماشین پیاده شدیم با دیدن شلنگ اب خود رو بهش رسوندی و این سر اغاز شیطونیات بود اگه می خواهید عکس های من رو که مامان تو ارومیه ازم گرفته رو ببینید لفطا تفریش بیارید ادامه اینجا چند دقیقه بعد از رسیدن به باغ بابایی جونه که تحمل نکردی تا اب استخرت کمی گرم بشه و با جیغ و دادو بیداد خواستی که لباسهات رو در بیاریم و بری تو اب البته دست بابایی و مامانی جون درد نکنه که تو اب استخرت یه کتری اب جوش ریختند تا کمی ابش ولرم بشه خاله ها نترسید لبم اوف نشده دارم البالو می خورم و رنگ قرمز رو لبها اب البالو هستش نه خون این هم عکس استخر ابی...
نویسنده :
مامانی نگین وبابایی فرهاد
17:55



