سلام دوست جون ها ما برگشتیم البته دیروز امدیم ولی چون حال مامانی خوب نبود نتونست دیشب بیاد و پست تازه بزاره،اخه ما که رفتیم ارو میه مامان مریض شد البته تا روز عاشورا حالش خوب بود طوری که روز تاسوعا مامانی و مامان جون رفتند و نذریشون رو دادند و روز عاشورا هم ببعیی رو که مامانی جون و بابایی جون برای من نذر کرده بودند رو بردیم و اقا قصاب اومد و ببعی رو جلو دسته ی عزاداری سر برید و دادیم مسجد و بعد هم نهار رفتیم خونه ی عموی مامان و من ایلیا رو دیدم و کلی باهم بازی کردیم ولی فردای روز عاشورا حال مامان بد شد و دایی مامانی رو برد دکتر و مامانی تو کلینیک بستری شد و بهش سرم وکلی امپول زدند،مامانی جون تا الان حالش خوب نشده و مریضه و اما من، دو ر...