رادینرادین، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره

رادین اقا عشق ماما نفس بابا

نبودن دایی ،ندیدن ایلیا

1390/8/10 13:12
904 بازدید
اشتراک گذاری

سلام ،ما که ارومیه بودیم خیلی بهمون خوش گذشت و من کلی با بابایی جون و مامانی جون بازی کردم ولی حیف که دایی نبود ،من و مامانی دلمون خیلی برا دایی هادی تنگ شده ولی چون دایی برا مسابقه پیتیکو پیتیکو رفته تهران نتونستیم ببینیمش و با دلتنگیمون برگشتیم خونمون دل دایی هم برا من که فسقلیشم خیلی تنگ شده و هر بار که زنگ می زد می گفت حیف شد که نتونستم رادینمرو ببینم ودلم براش یه کوچول شده.

و یه افسوس دیگهناراحتافسوس،بازهم نتونستم ایلیا رو ببینم ولی مامانی قول داده دفعه ی بعد فقط فقط برا دیدن ایلیا بریم.ایلیا جونم خیلی دوست داریم.

دوتا از عکسام تو خونه ی مامانی جونم

www.smilehaa.org

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

سارینا
1 آبان 90 18:44
اوووووووووووووووووووووووفففففففففففففففففففففف بخورم نی نی تو که از همه ی نی نی هایی که دیدم خوشمل تره
انشاله یه پسمل گوگولی مث رادین جون خدا به من هم بده
واسش اسپند دود کن ماشاله خیلی نازه، فدای چشماش


سلام ،مرسی خاله جون شما با چشمهای خوشگلتون می بینید.انشاالله خدا به شما هم یه پسملی خوشگل تر وناز تر از رادین می ده.
خاله هدي ياسي زر زر و لوبياي سحرآميز
10 آبان 90 14:03
ماشااله چقدر خوشگله اين آقا رادين اسفند و صدقه يادتون نره درضمن منم شما رو لينك كردم.


مرسی چشمهای شما خوشگل می بینه.
.....
17 آبان 90 12:35
سلام
آفرین دوست خوبم
حالا شد. کوچول درست تره
از منم به دل نگیر
راستی پسرت خیلی ناناسهههه
خیلی دوسش دارم
یه سوال چشمای شما رنگیه یا چشای همسر ؟
چشمای ناز رادین جان به کی رفته؟



سلام،نه عزیزم چرا دلگیر بشم،مثلا ما خواستیم از زبون رادین باشه،خانومی چشمای من عسلیه ولی رنگ چشای رادین به مامانی جونش (مامان من)رفته.


masome
20 آبان 90 11:20
سلام ممنون اقا رادین افتخار دادین به وب ما سر زدین.شما خیلی ناز نازی هستین ها.حیف که دخمل ندارم چکشتو بزنه


سلام،شما با چشمای ناز تون می بینید،حیف شد که دخمل ندارین اگه داشتید حتما مشتریش بودیم.