جوجوی شیرین زبون تقلید کار
سلام جیگر طلای مامان،سلام جون و روح و نفسم
امروز می خوام از کارهای جدیدی که این اروزها انجام میدی برات بنویسم و همچنین از کارهایی که قبل تر ها هم انجام می دادی ولی الان به شکل دیگه داری انجامشون می دی.
قربون شیرین زبونیات بشم که با زبون خودت همه حرفات رو می زنی و هرچی دلت می خواد با اشاره بهم می گی ، این روزها کاملا متوجه منظورم میشی و بعضی وقتها موقعی که از چیزی منعت می کنم و بعدا که می بینی خودم رفتم سراغش می یایی جلوم و انگشت اشارت رو می گیری طرفم و درس مث خودم می گی نه نه
چند روز پیش که نمی زاشتم به ضبط دست بزنی و تا می رفتی سمتش بهت می گفتم رادینم نه نه و با انگشت اشاره ادای نه و نکن رو برات در میاوردم و از اونجایی که خیلی حرف گوش کن هستی تا بهت بگم به چیزی دست نزن دیگه نمی ری سراغش تا این که چند روز بعد خودم رفتم تا ضبط رو روشن کنم و شما سریع خودت رو به من رسوندی و درس مث خودم بهم گفتی نه نه و من موندم که چه طوری بهت بفهمونم که من نمی خوام باهاش بازی کنم و فقط می خوام روشنش کنم ولی تو دلم به خودم خندیدم چون دیدم با تمام کوچولوییت داری بهم میگی وقتی چیزی برای من قدغن شده پس برای شما هم روا نیست و بدون این که ضبط رو روشن کنم برگشتم و بهت گفتم ببخشید یادم نبود که نباید بهش دست بزنم.
چند روز پیش قبل از رفتنمون به ارومیه می یومدی و بهم می گفتی پوپ قیلی قیلی و من هم متوجه منظورت نمی شدم ولی وقتی شعر یه توپ دارم قلقلی رو برات می خوندم می دیدم که خوشحال میشی و دست میزنی و جیغ میکشی تا این که یه روز که بازم پوپ قیلی قیلی کردی و من بازم متوجه نشدم که چی می خوای و ظهر که از خواب بیدار شدی بازم شروع کردی به گفتن جمله مجهول پوپ قیلی قیلی تا این که یهویی چشمت به توپ کوچولوت افتاد و با خوشحالی برش داشتی و به من نشون دادی و گفتی پوپ قیلی قیلی البته با نشون دادن توپ و با تحکم و من متوجه شدم که می خوایی برات شعر یه توپ دارم قلقلیه رو بخونم اخه هر وقت باهم توپ بازی می کنیم من برات این شعر رو می خونم و از اون به بعد دست هرکیتوپ می بینی و هر کی می خواد باهات توپ بازی کنه با یه ریتم خاص و اهنگ شروع می کنی به پوپ قیلی قیلی گفتن.
خودت رو بابا احد اسم گذاشتی و وقتی که صداش رو از پشت در میشنوی میایی پیش من و میگی ددی گل(gal) البته این(gal) گفتنت دو تا معنی داره که من تو لحظه متوجه میشم که منظورت چییه وقتی یکی رو بهم نشون میدی و ( gal) می گی یعنی اون فرد اومده ولی وقتی اشاره به یه شخص خاص داری و با دستت هم صداش می کنی و میگی اون موقعه (gal) معنی بیا پیشم رو میده.
با هوش خان وقتی می خوام ازت عکس بگیرم برای این که به دوربین نگاه کنی مجبورم دست به کارهای خنده دار بزنم که یکی ش هم سر کردن هاپوی قهوهای شماست که هم عروسکه و هم بالش و جا ملافه ای و من برای جلب توجه شما هاپو رو سرم می کنم و میگم هاپ هاپ تا بهم نگاه کنی و شما هم یاد گرفتی و هر وقت دوربین رو دستم میبینی میری و هاپوت رو میاری و می گی هاپ هاپ و حتی عروسکهای شبیه به هاپوترو هم دیدنی بهم نشونشون می دی و میگی ماما ، هاپ هاپ
چند روز پیش که با عمه رفته بودی ددر و مغازه یکی از دوستهای عمه اونجا که بودید ایدا جون هم اومده بود و شمارو بغل کرده بود و باهم بازی می کردید تا این که یه لحظه احساس کردی که عمه داره میره و با صدای بلند بهش گفتی عمه ،و با این کارت عمه جون خیلی خوشحال شده بود و کلی ذوق کرده بود ،موقعی هم که خونه برگشتید بازم تا عمه می خواست بره با کلمه عمه صداش می کردی و چون می دیدی هممون ذوق می کنی مدام تکرار می کردی.
اعضای صورت رو میشناسی و وقتی بهت میگم چشمها،دماغ و دهن مامان کو بهم نشونشون میدی و من و بابا کلی ذوق می کنیم،خیلی دوست دارم این کارو و بازی رو زیاد تکرار کنیم تا فراموشت نشه ولی هر وقت ازت می خوام تا اعضای صورتم رو نشون بدی طوری با انگشت ناز و کوچولوت بهشون اشاره می کنی و به اصطلاح حمله مث این که می خوایی چشم رو از حدقه در بیاری و بعد از اشاره به دماغ و دهنم بهشون چنگ میزنی پیشی ملوس من.
چند روز پیش که داشتم ناخن هام رو سوهان می کشیدم با دقت به کارهای من نگاه می کردی و بعد هم سوهان مخصوص پولیش رو برداشتی و درست عین من به روی ناخو نات کشیدی و با هر بار سوهان کشیدن مث مامان دستهای توپولیت رو جلوی صورتت می گرفتی و بهشون نگاه می کردی.
قربون تو پسملی نانازم بشم که حسابی شیرین و تو دل برو شدی کلی کارها و حرفهای دیگه هم انجام میدی که تو یه پست دیگه برات می نویسمشون.


جوجوی شیرین زبون تقلید کار
