مامانی هنر مند می شود
سلام پرنس مامان،عسلکم دیروز که حوصله مون سر رفته بود یه فکری به سرم زد و از جام بلند شدم و دست به کار شدم اولش با تعجب بهم نگاه می کردی ولی بعد خوشت اومد و کلی بازی کردی. و بگم از کارمون که با هم (مامان و بالا) شروع کردیم به درست کردن خمیر نمک تا از دست و پای شما پرنس رادین اثر بگیریم البته اوایل کار خوب بود چون نگاهم می کردی و بعد هم وقتی من خمیر رو ورز می دادم شما هم خمیر خواستی تا ورزش بدی و چه ذوقی هم می کردی موقع بازی با خمیر تا این جای کار که همه چیز مرتب بود تا کارمون رسید به مرحله ی قالب گیری که شما شیطونیت گل کرد و تا می خواستم دست و پاهات رو بزنم رو خمیر تا جاشون بمونه به خمیر چنگ می زد، طوری که بیست بار عمل دست و پا زدن رو...
نویسنده :
مامانی نگین وبابایی فرهاد
1:02






