دوباره عروسی
سلام، این مامانی ها چقدر می رن عروسی
و ما نی نی هارو تنها می زارن،من هم دلم می خواد برم عروسی و نانای نانای کنم
ولی مامانی می گه که شما باید خونه بمونید.
امشب مامانی میره حنا بندون و من هم باید مث همیشه پسملی خوبی باشم
وپیش عمه ومامان مهین بمونم.مامانی چی میشه منو هم یه روز ببری علوسی یکی دوبار که بردی (البته می دونم که او موقع هم من و مجبوری بردی چون کسی نبود تا من رو بزاری پیشش) خیلی بهم خوش گذشت من هم دلم می خواد از اول مراسم اونجاباشم ،اصلا مامان جونم من نمی خوام بمونم خونه می خوام پیش شما باشم.
مامان خانوم شما هم اخلاق های خاصی داری که من دوست ندارم،مثلا من رو با خودت نمی بری و می گی باید از الان عادت کنه ویاد بگیره که نمی تونه همه جا با مامانش بره،خوب مامانی بزرگ شدنی خودم همه ی این چیزارو که می گی می فهمم .حالا من هم با هات بیام![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دوباره عروسی
