رادینرادین، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 3 روز سن داره

رادین اقا عشق ماما نفس بابا

دوباره عروسی

1390/8/24 17:34
910 بازدید
اشتراک گذاری

سلام، این مامانی ها چقدر می رن عروسی و ما نی نی هارو تنها می زارن،من هم دلم می خواد برم عروسی و نانای نانای کنم ولی مامانی می گه که شما باید خونه بمونید.

امشب مامانی میره حنا بندون و من هم باید مث همیشه پسملی خوبی باشم وپیش عمه ومامان مهین بمونم.مامانی چی میشه منو هم یه روز ببری علوسی یکی دوبار که بردی (البته می دونم که او موقع هم من و مجبوری بردی چون کسی نبود تا من رو بزاری پیشش) خیلی بهم خوش گذشت من هم دلم می خواد از اول مراسم اونجاباشم ،اصلا مامان جونم من نمی خوام بمونم خونه می خوام پیش شما باشم.www.smilehaa.org

مامان خانوم شما هم اخلاق های خاصی داری که من دوست ندارم،مثلا من رو با خودت نمی بری و می گی باید از الان عادت کنه ویاد بگیره که نمی تونه همه جا با مامانش بره،خوب مامانی  بزرگ شدنی خودم همه ی این چیزارو که می گی می فهمم .حالا من هم با هات بیامboy thinking animated gif

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

سارینا
24 آبان 90 20:55
Elehi jigaram
shoma ham zudi bozorg mishi ba mamani miri arusi..bad k agha shodi hamrahe babayi miri ghesmate aghayun
fadaye khoshmelam besham enshala ye ruz khodesh damad beshe
fadaaaaaaa


سلام خاله جون می بینید مامانی من رو نمی بره عروسی.
سارینا
24 آبان 90 20:59
Vorudet be 6mahegi mobarak khoshgele khale


مرسی خاله جون مهربون خودم.
مامان ایلیا
24 آبان 90 21:20
عزیزم اونقدر دلم میخواست خونمون نزدیک بود رادینم رو میاوردی پیش من تا با ایلیا بازی کنه منم اون چشمای خوشگلشو بوسه باران میکردم خوش بگذره اینجا برف شدیدی میاد ما موندیم خونه از بس برف اومده


سلام من هم خیلی دلم می خواست که نزدیک هم بودیم ،عزیزم اینجا هم دو روز پشت سر هم برف بارید.
مامان آرینا
25 آبان 90 16:29
آخی پسر ناز مامانی نمی برت عروسی ؟آخه جونم واسه خودته که اذیت نشی .


خاله جون می دونم ولی دلم می خواد برم عروسی.