رادینرادین، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره

رادین اقا عشق ماما نفس بابا

رادین دو تا مهمون داره

1391/2/10 1:28
1,293 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دوست جون هامون، شب همگی به خیر.

الان که نشستم پای کامپیوتر از ساعت 6.40 روز جمعه بیدارم تا الان که دارم این پست رو می زارم دیگه از بس بیخواب موندم  بدم به بی خوابی عادت کرده و مقابل خواب داره از خودش مقاومت نشون می ده،دیشب بعد از یه روز پر کار و خستگی ساعت 2.30 تصمیم گرفتم بخوابم و درست نیم ساعت بود که رفته بودم اتاق خواب که اقا کوچولو جیغ بنفش کشید طوری که بابایی رو هم از خواب بیدار کرد و این شد شروع ماجرا چون تا خود صبح بیدار بود و هر کاری می کردیم لالا نمی کرد البته من می دونستم رادینم چشه ولی کار زیادی نمی تونستم براش بکنم فقط باهاش بازی می کردم ،ساعت 7 صبح بود که اقا کچولو لالا کرد و چون بابایی داشت حاضر می شد که بره سر کار من هم صبحونه بابایی رو حاظر کردم و بعد از رفتن بابایی پیش رادین دراز کشیدم تا بخوابم و تازه چشم هام رو بسته بودم که دچار برق گرفتگی شدم بله اقا رادین مهای بلندمو دسته کرده بود تو دستاش و تا جایی که تونسته بود محکم کشید طوری که خواب از سرم پرید و لالا رفت که رفت،ساعت ده هم زندایی ازیتا جون زنگ زد که پاشین بیایین خونه ما و من هم خدا خواسته قبول کردم اخه اون جا به رادین حسابی خوش می گذره و با بازی کردن با نازلی کمتر بی تابی می کرد.عصر هم اومدیم خونه مون و بعد از کلی شیطونی وروجک رزایت داد و خوابید.

خوب خاله ها می خوایید  بدونید رادین چرا بی تابی می کرد بیایین ادامه مطلب

بله خاله جونینی ها من حدس زده بودم که رادینم چشه و مطمعن بودم که دوتا مهمون داره که این مهمون های کوچولو برای ورود مشکل دارند و جلوی در  رسیدند و دارند در رو با زحمت باز می کنند.

عصر که اومدیم خونمون داشتم با رادین بازی می کردم تا مشغول بشه و کمتر احساس درد بکنه البته این بازی یه هدف دیگه ای هم داشت و اون دید زدن به لثه های بالایی رادین بود ، وقتی که خوب دقت کردم دیدم حدسم درست بوده و یکی از مهمون ها در رو باز کرده و داره از گوشه در با برقی که داره مارو نگاه می کنه و مهمون دیگه هم کم مونده به هدف برسه چون لثه ورم کرده و احتمالا تا فردا اون هم

جوونه بزنه.

خاله جونی ها تو فک بالایی رادین قسمت جلوش دوتا دندون کوچولو جوونه زدند که اومدند تا خنده های رادین رو شیرین تر بکنند و کارش رو هم راحتتر تا رادین منبعد راحت تر میوه و بیسکوییت بخوره.11.gif 11.gif11.gif11.gif

همهی این بیخوابی ها فدای چشم ها دریاییت و دندونهای کوچولوت.الاهی قربونت بشم که از بس متحملی که دو روزه داشتی درد می کشیدی ولی فقط نق میزدی و گاهی که دردت شدید می شد از خواب می پریدی تا با بازی کردن خودترو سرگرم کنی و کمتر درد رو احساس کنی.

درد و بلات به جونم ای کاش می تونستم به جای تو درد بکشم  ولی تو اذیت نشی هر چند که دردی هم که من از دیدن کلافگی شما می کشیدم کمتر از درد شما نبود و دلم اتیش می گرفت چون کار زیادی برای تسکینت نمی تونستم  بکنم.

                                                     c5cbf8af8b22ca9740551ba90fb43607.gif

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (15)

مامانی درسا
10 اردیبهشت 91 2:00
قربونش برم پسرمو که چه اذیت شده عزیزم مرواریدات مبارک . قند عسل خاله


سلام شب خوش مرسی خاله جون خدا نکنه
khahare elisa
10 اردیبهشت 91 2:14
آخی مبارکش باشه ایشالا زودتر در بیان دندوناش که دیگه درد نکشه راستی نفر دوم شدن رادین جون رو تبریک میگم هرچند که رادین از نظر ما اوله


مرسی خاله جون،ممنون الیسا جون هم همیشه اوله و بیست بیسته
مامان آرینا موفرفری
10 اردیبهشت 91 2:14
عزیزم دندون ناز و تازه مبارک.مامانی بعد ازظهر که اومدم وب رادین جون و مطالبو خوندم فرصت نشد بنویسم، منم حدس زدم از دندونای گل پسری باشه اخه آرینا هم وقتی می خواد دندون در بیاره خیلی اذیته ولی خیلی صبوری می کنه.


ممنون خاله جون الاهی فدای ارینا بشم که همه ی اخلاقاش مث خودش ماهه
سفانه
10 اردیبهشت 91 3:31
ای من قربون رادین بشم با اون مرواریدهای خوشگلش... بمیرم برای بچه که اینقدر اذیت شده... الهی نامدار باشه.... مرسی مامان مهربون که اینقدر خوب و صبوری بوووووووووس


خدا نکنه خاله جون بله عزیزم خیلی اذیت شد ولی از بس صبوره که تا درد کلافش نمی کرد گریه نمی کرد فقط نق می زد.
مامان محیا
10 اردیبهشت 91 12:21
دندونات مبارک خوشگلم. برنده شدنت مبارک عزیزم. چشم تیله ای پس حتما تقویم خوشگلی میشه..


سلام خاله جن مرسی،ممنون که به ما لطف دارید ولی من برنده نشدم من نفر دوم شدم ریحانه عسلی برنده شده.
مامان کیارش
10 اردیبهشت 91 13:26
ایشالا دندوناش براش سالم بمونه.
از طرف من ببوسیدش...


سلام مرسی گلم رادین هم شمارو می بوسه
متین مامی ایلیا
10 اردیبهشت 91 14:47
ایشالا زودتر در بیاد راحت بشی عزیزه دلم پسره خوشمل و ناز نازی
قدره مامان نگین مهربونت و بدون رادین گلی


ایشاالله ،مرسی گلم لطف داری
ilijoon
10 اردیبهشت 91 16:50
دندون نو مبارك عزيزم مامان جوني واقعا نمونه اي چقدر صبر وتحملت زياده


مرسی خاله جون،عزیزم همه ی مامان ها صبورند اگه فکر کنی یادت می افته کهوقتی ایلیا هم نی نی بود شما هم حتما صبور بودی
سحر
10 اردیبهشت 91 22:55
خوشگل خاله دندونای تازت مبارک


مرسی خاله جون
نسترن(مامان نیروانا)
11 اردیبهشت 91 8:55
الهی دورت بگردم خاله ...دل ادم اتیش میگیره وقتی ناراحتی این فرشته ها رو میبینه...قدم دندونای خوشگلت مبارک عزیزم...واااااااااای خنده هات با چهار تا دندون دیدنیه...ادمو میکشه


خدا نکنه خاله جون بله ادم تحمل یه لحظه اذیت شدنشون رو نداره
عسل و غزل
11 اردیبهشت 91 12:08
مهمونای گل آقا رادین خوش اومدید
آقا رادین قول میده ازتون خوب پذیرایی کنه تا صد ساله بشید


مرسی خاله جون حتما
خاله هدي ياسمين زهرا و محمد كوچول
11 اردیبهشت 91 14:21
مباركه و مباركه خوشگله ما عكس ميخوايم يالله


مرسی عزیزم ای به روی چشم
مسافران آسمانی
12 اردیبهشت 91 17:02
مبااااااااااااااااااااااااااااارک مباااااااااااااااااااااااااارک...شکوفه کردن دندونات مبارک باشه عزیزم...وای مامانی حالا باید یه آش دندونی هم بپزی برا گل پسری...
چقدر خوشحال شدی وقتی مرواریدای کوچولوش رو دیدی نگین جون...؟


مرسی گلم ،خاله جون اش دندونیم رو خوردیم این ها سومین و چهارمین دندونام ،بله گلم خیلی ذوق کردم
مامان طاها
13 اردیبهشت 91 9:19
مرواریدهای قشنگت مبارکت باشه عسیس خاله.


مرسی خاله جون
صوفیا
17 اردیبهشت 91 3:00
دندونایه کوچولوت مبارک عزیز دلم .البته فکر کنم خیلی دیر رسیدم


مرسی خاله جون،عزیزم حتی اگه دیر هم برسی باز برای ما اولینی و پیامت شیرین و دلنشین