رادین دو تا مهمون داره
سلام دوست جون هامون، شب همگی به خیر.
الان که نشستم پای کامپیوتر از ساعت 6.40 روز جمعه بیدارم تا الان که دارم این پست رو می زارم دیگه از بس بیخواب موندم بدم به بی خوابی عادت کرده و مقابل خواب داره از خودش مقاومت نشون می ده،دیشب بعد از یه روز پر کار و خستگی ساعت 2.30 تصمیم گرفتم بخوابم و درست نیم ساعت بود که رفته بودم اتاق خواب که اقا کوچولو جیغ بنفش کشید طوری که بابایی رو هم از خواب بیدار کرد و این شد شروع ماجرا چون تا خود صبح بیدار بود و هر کاری می کردیم لالا نمی کرد البته من می دونستم رادینم چشه ولی کار زیادی نمی تونستم براش بکنم فقط باهاش بازی می کردم ،ساعت 7 صبح بود که اقا کچولو لالا کرد و چون بابایی داشت حاضر می شد که بره سر کار من هم صبحونه بابایی رو حاظر کردم و بعد از رفتن بابایی پیش رادین دراز کشیدم تا بخوابم و تازه چشم هام رو بسته بودم که دچار برق گرفتگی شدم بله اقا رادین مهای بلندمو دسته کرده بود تو دستاش و تا جایی که تونسته بود محکم کشید طوری که خواب از سرم پرید و لالا رفت که رفت،ساعت ده هم زندایی ازیتا جون زنگ زد که پاشین بیایین خونه ما و من هم خدا خواسته قبول کردم اخه اون جا به رادین حسابی خوش می گذره و با بازی کردن با نازلی کمتر بی تابی می کرد.عصر هم اومدیم خونه مون و بعد از کلی شیطونی وروجک رزایت داد و خوابید.
خوب خاله ها می خوایید بدونید رادین چرا بی تابی می کرد بیایین ادامه مطلب
بله خاله جونینی ها من حدس زده بودم که رادینم چشه و مطمعن بودم که دوتا مهمون داره که این مهمون های کوچولو برای ورود مشکل دارند و جلوی در رسیدند و دارند در رو با زحمت باز می کنند.
عصر که اومدیم خونمون داشتم با رادین بازی می کردم تا مشغول بشه و کمتر احساس درد بکنه البته این بازی یه هدف دیگه ای هم داشت و اون دید زدن به لثه های بالایی رادین بود ، وقتی که خوب دقت کردم دیدم حدسم درست بوده و یکی از مهمون ها در رو باز کرده و داره از گوشه در با برقی که داره مارو نگاه می کنه
و مهمون دیگه هم کم مونده به هدف برسه چون لثه ورم کرده و احتمالا تا فردا اون هم
جوونه بزنه.
خاله جونی ها تو فک بالایی رادین قسمت جلوش دوتا دندون کوچولو جوونه زدند که اومدند تا خنده های رادین رو شیرین تر بکنند و کارش رو هم راحتتر تا رادین منبعد راحت تر میوه و بیسکوییت بخوره.



همهی این بیخوابی ها فدای چشم ها دریاییت و دندونهای کوچولوت.الاهی قربونت بشم که از بس متحملی که دو روزه داشتی درد می کشیدی ولی فقط نق میزدی و گاهی که دردت شدید می شد از خواب می پریدی تا با بازی کردن خودترو سرگرم کنی و کمتر درد رو احساس کنی.![]()
درد و بلات به جونم ای کاش می تونستم به جای تو درد بکشم ولی تو اذیت نشی هر چند که دردی هم که من از دیدن کلافگی شما می کشیدم کمتر از درد شما نبود و دلم اتیش می گرفت چون کار زیادی برای تسکینت نمی تونستم بکنم.


رادین دو تا مهمون داره 
