پیشرفتهای جدید
سلام جیگر طلای من،نفس من امروز شما تونستی به تنهایی یشینی البته قبل از این هم می نشستی ولی رو مبل یا جایی که تکیه گاه داشتی،اما امروز به تنهایی و بدون تکیه گاه نشستی ومن از این که داری بزرگتر میشی و کارهای جدید انجام می دی خیلی خوشحالم،نفس من شما امروز یه کار دیگه هم انجام دادی،پرنس من امروز تونستی برای اولین بار سینه خیز حرکت کنی و من از بس ذوق زده شده بودم که از صبح تا چند لحظه پیش که بابا احد اومد وبه دادت رسید وشمارو از دست من نجات داد مدام با عروسک ها واسباب بازی های مختلف وادارت می کردم تا سینه خیز بری و شما پسملی ناز هم دل مامان رو نمی شکوندی واین کار و می کردی.
الاهی قربونت بشم که گاها عصبانی میشدی و یه جیغ کوچولو می کشیدی ولی من سمج دوباره با یه چیزه تازه سرگرمت می کردم.
الان که دارم می نویسم بابایی یه خبر خوب بهم داد،مامانی جون ودایی ها دارن می یان تبریز وتا یک ساعت دیگه میرسند و من چقدر خوشحالم که امشب بغل مامانی جونم می خوابم.
این هم از عکس های شکلات من که با مکافات گرفته شدند چون تا دوربین رو میدید خم می شد تا از دستم بگیره وشروع کنه به خوردن دوربین.
صبح بعد از رفتن بابایی وقتی که برای اولین بار سینه خیز حرکت کردی

وقتی برای اولین بار بدون تکیه گاه تونستی بشینی



فندق من دیگه از خوردن عروسکهات،گوشه ی پتو،ودستهات خسته شدی وشروع کردی به خوردن کنترل،ریموت در،مگوشی های موبایل و هر چیزی که دستت می یاد حتی وقتی تو بغلم هستی خم می شی تا دیوار ، در ومیز کامپیوتر رو هم بخوری



پیشرفتهای جدید
