رادینرادین، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره

رادین اقا عشق ماما نفس بابا

سلام دوست جون ها

سلام دوست جون ها ما برگشتیم البته دیروز امدیم ولی چون حال مامانی خوب نبود نتونست دیشب بیاد و پست تازه بزاره،اخه ما که رفتیم ارو میه مامان مریض شد البته تا روز عاشورا حالش خوب بود طوری که روز تاسوعا مامانی و مامان جون رفتند و نذریشون رو دادند و روز عاشورا هم ببعیی رو که مامانی جون و بابایی جون برای من نذر کرده بودند رو بردیم و اقا قصاب اومد و ببعی رو  جلو دسته ی عزاداری سر برید و دادیم مسجد و بعد هم نهار رفتیم خونه ی عموی مامان و من ایلیا رو دیدم و کلی باهم بازی کردیم ولی فردای روز عاشورا حال مامان بد شد و دایی مامانی رو برد دکتر و مامانی تو کلینیک بستری شد و بهش سرم وکلی امپول زدند،مامانی جون تا الان حالش خوب نشده و مریضه و اما من، دو ر...
21 آذر 1390

کار های جدید من

           من روز به روز بزرگتر می شم و کار های جدیدی می کنم که برای مامان و باباییم خیلی شیرین و دوست داشتنی هستند. چند روزه که وقتی شب ها می خوابم و مامان که می گه شب بخیر و از اتاق می ره بیرون برای این که لالام بگیره شروع می کنم به خواروندن و ناز کردن سرم. البته این عادت و قبلا هم داشتم چون وقتی کوچولو بودم و خونه مامانی جون که بودیم مامانی جون سرم رو ناز می کرد تا خوابم بگیره ولی الان خودم این کارو می کنم. یه هفت هشت روزی میشه که وقتی میریم جایی یا دورو برم شلوغ میشه و یا وقتی که مامانی کار می کنه و حواسش به من نیست شروع می کنم به سرفه کردن اوایل مامان فکر می ...
13 آذر 1390

داریم میریم ارومیه

                              هورا هورا،ما داریم می ریم ارومیه،مامان نگین پارسال برای سلامتی من و به خاطر این که من سالم و بدون هیچ مشکلی دنیا بیام نذر کرده بود و حالا داریم میریم تا مامانی نذرشو به اون هیئت و دسته ای که دایی امیر اونجا سینه زنی می کنه بده،مامانی جون هم برای من نذر کرده بود و قراره مامانی جون هم نذرشو بده. مامانی از صبح داشت کارهاشو می کرد و وسایل خودشو من و بابایی رو حاظر می کرد من هم نی نی خوبی بودم و داشتم با اسباب بازی هام بازی می کردم و مامان رو اذیت نکردم اخه من خیلی خوش...
13 آذر 1390

اولین حرکت تاکتیکی من

                                                             دیشب دوست افسر جون همراه دختر و نوه ی کوچولوشون که یک ساله و سه ماه هست اومده بودند دیدن سپیده و عمه جون زنگ زد و من ومامانی هم رفتیم اونجا همین که رسیدیم من چشمم افتاد به نی نی دخمله و گل سرش و شروع کردم به شیرین کاری و دلبری تا بتونم به نی نی دخمل نزدیک بشم ،مامانی من رو برد نزدیک ...
12 آذر 1390

رادین اتیش پاره

من و مامان دیروز رفتیم خونه خاله سعیده دوست مامان،خاله سعیده یه فرشته ی کوچولو داره که اسمش بهسا ست و دو ماه از من کوچیکتره  من تا حالا ندیده بودمش و مامان میگه ابجی من  چون وقتی تازه به دنیا اومده بود و مامانش شیر نداشت بهسا خانوم تو شیر با من سهیم شدن و از شیر مامان من خوردن. عصر که رفتیم خونشون خاله های دیکه ای هم اونجا بودند که من با شیرین کاریهام حسابی دل همشون  رو بردم طوری که خاله ها می گفتند اگه بدونیم که نی نی مون مثل این یعنی من خوشگل و دوست داشتنی و اروم میشه حاظریم ده تا نی نی بیاریم . من بغل یکی از خاله ها بودم که چشمم افتاد به بهسا که رو تابش لم داده بود من هم دلم می خواست برم رو تاب و چشمم به بهسا ب...
12 آذر 1390

90/9/10

  سلام عسل مامان جو جو خان دیروز حال ماما خوب نبود وبازم فشارش افتاده بود طوری که مدام چشام سیاهی می رفت و وقتی شمارو بغل می کردم نمی تونستم تعادلم رو حفظ کنم شما فسقلی خان هم همش می خواستی بازی کنی و من و که می دیدی دستاتو باز می کردی که مامان بیا بازی منم با اون وضع هم باید با شما باز می کردم هم کلی کار داشتم که باید انجام می دادم هر چند که نتونستم به همه کارام برسم فینگیلی من دیروز شما برعکس مامان حسابی شارژ بودی طوری که شب که بابایی اومد و بعد از کلی بازی بازم حاظر نبودی بخوابی و همین که رو تخت می ذاشتیمت و می یومدیم بیرون تا مثل همیشه تنهایی لالا کنی سر صدا می کردی که بیایین و با من بازی کنید اخر سر هم با اینکه عصبانی و کلافه...
11 آذر 1390

دنيا از چشم نيني چه شكلي است؟

  دنيا از نظر ني ني ها.................... تا به حال به اين فكر كردهايد كه دنياي نوزادان چه شكل و شمايلي دارد؟ آنها ما را چطور ميبينند؟ آيا بقيه اشيا را همانطور كه ما ميبينيم ميبينند و تشخيص ميدهند؟. شما ميتوانيد س اعتها به نوزادتان خيره شويد اما او چه ميبيند؟ حقيقت اين است كه اگر تازه به دنيا آمده باشد خيلي چيزي نميبيند! ديد نوزاد در 12 ماه اول عمرش بيشتر از هر زمان ديگري تكامل پيدا ميكند. ................................................................................................................................................ ..........................................................     ...
10 آذر 1390