" ایمیل یک کودک فقیر به خدا! "
ایمیل یک کودک فقیر به خدا! با سلام.... خدا جان! حرفهایم را توی نیم ساعت باید برایت بنویسم.خودت می دونی که برای پیدا کردن هر کدام از حرف ها روی این صفحه کلید چقدرعرق می ریزم . خدا جان! از وقتی پسر همسایه پولدارمان به من گفت که تو یک ایمیل داری که هر روز چکش می کنی٬هم خوشحال شدم و هم ناراحت . خوشحال به خاطراینکه می تونم درد دلم رو بنویسم و ناراحت از این که ما که توی خونه کامپیوترنداریم . یک اتاقی مال آقا جان و ننه مان است و یک اتاق هم مال من و حسن و هادی وحسین و زهرا و فاطمه و ننه بزرگ و دو تا پشتی نو داریم که اکبر آقا بزاز٬خواستگارخواهرم زهرا برایمان آورده و یک کمد که همه چیزم...
نویسنده :
مامانی نگین وبابایی فرهاد
22:46




